السيد موسى الشبيري الزنجاني
2149
كتاب النكاح ( فارسى )
است كه رحم از نطفهء غير برىّ شود ، در روايت تحف العقول نيز بود « حتى يستبرئها من نطفته و نطفة غيره » . نتيجهء بحث اينكه ، چون اعراض مشهور اجتهاداً و به خاطر مسأله اشتباه در نسب و وجود دليل الولد للفراش بوده است براى ما اهميت ندارد لذا با آنها موافق نيستيم . « 1 » ج بررسى اقوال فقهاء دو مسأله : از نظر شهرت ، شهرت بسيار قوى با عدم لزوم عده است . و لكن شيخ طوسى در تهذيب عبارتى دارد كه مىفرمايد ؛ « و لا ينبغى له ان يتزوج بها بعد الفجور إلّا بعد ان يستبرأ رحمها » و استدلال مىكند به روايت اسحاق بن جرير و كلمهء « لا ينبغى » در كلمات قدماء مثل مهذب ابن براج و مبسوط و خيلى از جاهاى ديگر ، بسيار در تحريم اطلاق شده است و در عبارت شيخ ، خصوصاً چون به روايت اسحاق بن جرير استدلال شده است معلوم مىشود كه به معناى حرمت است . همچنين علامه در تحرير ، شهيد ثانى در مسالك ، صاحب وسائل در وسائل الشيعة و بداية ، صاحب حدائق ، همه اينها يا به طور مطلق يا فى الجمله و در بعضى از فروض عده را لازم مىدانند . « 2 » پس قول به لزوم عده خلاف اجماع نيز نخواهد بود . بنابراين ، به نظر ما ، استبراء عده لازم است و احوط نيز لزوم عده على وجه الاطلاق است چنانچه شيخ حر و فيض على وجه الاطلاق حكم به لزوم عده كردهاند . « * و السلام * »
--> ( 1 ) استاد « مدّ ظلّه » لزوم عده در دو جا مطرح شده ، يكى اينكه زنى كه شوهر ندارد و در عده است ، ازدواج با او در عده ، باطل است و ديگر اينكه زن شوهر دارد ولى مثلًا وطى به شبهه شده است ، او لازم است كه عده نگه دارد و شوهر با او مجامعت نكند و اما ساير استمتاعات محل خلاف است . ( 2 ) عبارتى از شيخ مفيد در خلاصة الايجاز وجود دارد كه در جلسهء آينده آن را مطرح كرده و عدم دلالت آن را براى اثبات لزوم عده ، را بيان مىكنند .